محققان اجتماعی به دنبال چه چیزی هستند.
از نظريه های جامعه شناسي فوايد متعددي انتظار مي رود كه مي توان برخی از آنها را به شرح زير بيان كرد :
1- نظريه مي تواند افكار جديد را در روند حل مسائل نظري برانگيزد .
2- نظريه ممكن است الگوهايي از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد ، به طوري كه بتوان يك توصيفی جامع و طرح گونه از آنها عرضه كرد .
3- تجزيه و تحليل و نقد هر نظريه ممكن است به نظريات تازه اي منجر شود .
4 – نظريه ممكن است الهام بخش فرضيات علمي تازه اي باشد ( توسلي ،1379 : 29 ) .
در عمل ، نظریه و تحقیق از طریق جانشینی متناوب و پایان ناپذیر قیاس، استقرا، قیاس و… با یکدیگرکنش متقابل دارند. در عمل، قیاس و استقرا مسیرهای نظریه پردازی اجتماعی هستند.( ببی،1381: 135-134 )
منطق دانان بين استدلال استقرايي(از موردهاي جزئي به اصول كلي،از واقعيتها به نظريه ها) و استدلال قياسي (از كل به جزئ، به كارگيري نظريه براي يك مورد خاص)تمايز قائل مي شوند. محقق در استدلال استقرايي از داده هاي مشاهده آغاز مي كند و اصلي كلي به وجود مي آورد كه روابط بين موضوعهاي مشاهده شده را بيان مي كند. از طرف ديگر،در استدلال قياسي ، محقق از يك قانون كلي آغاز مي كند و آن را در نمونه اي خاص به كار مي برد.(ببي.126:1381)
تحقيق جامعه شناختي نيز مستلزم تعامل مستمر بين مشاهده و تبيين ، گردآوري داده هاي بيشتر براي آزمون تبيين اوليه ، پالايش تبيين اوليه و … است . تبيين طرق مختلف رسيدن به نظريه هاي خوب نيست ، بلكه مبيّن دو مرحله است كه نقطه شروع متناقضي با هم دارند . نظريه پردازي، فرايندي است كه با رشته مشاهداتی آغاز شده و به ساختن نظريه هايي درباره مشاهدات منجر مي شود . اما نظريه آزمايي بر عكس از نظريه آغاز مي شود . با استفاده از نظريه مي توانيم پيش بيني كنيم كه دنياي واقعي امور به چه نحو خواهد بود . البته اين دو فرايند تعامل مستمري در تدوين و شكل گيري نظريه دارند . اما اغلب تحقيقات اجتماعي از فرايند نظريه آزمايي استفاده مي كنند ، يعني تحقيق با نظريه آغاز مي شود ، چرا كه نظريه آزمايي در امر گردآوري داده ها و تناسب داده ها اهميتی اساسي دارد ( دواس ، 1381 : 21- 20 ) .
”درباره كاربرد تئوري در تحقيق تاكنون كم صحبت نشده است ؛ چون هيچ تحقيقي در حوزه علم نمي تواند بي نياز از تئوري باشد . اين الزام براي تحقيقات علمي _ با توجه به اين امر كه منطق غالب در علم منطق قياس است – از ويژگي هاي واقعي علم است . بنابراين ، تحقيقي كه در آن ، سهم تئوري لحاظ نگردد ، كمكي به پيشرفت علم نمي كند ” ( پوپر ،1370 : 99 -77) .