"منابع علوم انسانی و چالش های پیش روی"

حوزه‌ی كتاب‌های علوم انسانی از دیرباز محل چالش‌ها و بحث‌های زیادی بوده است. به نظر می رسد در حوزه علوم انسانی ، منابع غرب را به صورت فعالانه مطالعه کنیم نه منفعلانه، نه این‌که بگوییم آن‌ها حکمی صادر کرده‌اند و حرف‌های آن‌ها وحی منزل است، اما باید مثل یک معلم از آن‌ها استفاده کنیم و بعد آن‌ها را غربال کنیم و از مطالب مثبت ومفیدش استفاده کنیم . سئوال اینجاست علوم انسانی مدرن، تا چه اندازه می‌توانند در عرصه‌ی فعالیت‌های اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی اجرایی، منشآ اثر باشند، اصولآ هر انسانی که دانش بیشتری داشته باشد، در هر حوزه‌ای کار خود را بهتر انجام می‌دهد. غربی‌ها که برای ما چیزی تجویز نمی‌کنند و راجع به مسائل خاص خودشان و یا مسائل کلی صحبت کرده‌اند. شنیدن و آشنا شدن با این مسائل نه تنها مضر نیست، بلکه لازم و ضروری هم هست و ما هم در كارهایمان فایده می بریم. در قرون وسطی علوم و فلسفه از شرق به غرب رفت و اگر این اتفاق نمی‌افتاد، آن‌ها متضرر می‌شدند. به همین ترتیب، امروز ما هم از نداشتن دانش متضرر می‌شویم. ما هم می‌توانیم از این طریق خود را مجهز کنیم، ولی مشکل ما این است که این علوم در دانشگاه‌های ما به شکل درست تدریس نمی‌شوند. تدریس آكادمیك ما به جای این‌که تفکر برانگیز باشد، دانش‌جویان را مجبور می‌کند که مشتی محفوظات برای خود داشته باشند. دیگر نمی‌توان گفت كه این مساله تقصیر غربی‌هاست، تقصیر با ما، نوع تدریس و سیستم آموزشی ماست. هر چیزی را می‌توان مطرح کرد و نقادانه با آن برخورد کرد و مثبت و منفی آن را مشخص کرد و این كار ذهن انسان‌ها را باز می‌کند. ما کار‌ را اصولی  انجام نمی‌دهیم و گناه آن را بر گردن دیگران می‌اندازیم، و یا با تاخر فرهنگی مواجه هستیم.

سئوال دیگری به ذهن می رسد که آیا در خصوص تولیدمنابع علوم انسانی در داخل و انحصاری کردن آن به شكل ایدئولوژیک  درست است : در جواب باید عنوان کرد اصولآ این علوم ایدئولوژیک نیستند که بگوییم این را سکولار‌ها درست کرده‌اند و ما مسلمان‌ها باید برای خودمان یک چیز جدید درست کنیم. علم برای این است که نهایتآ در جایی استفاده شود. علوم انسانی مثال بارز این قضیه است. خواندن روانشناسی و جامعه‌شناسی در ‌‌نهایت باید منجر به این شود که بتوان در مواجهه با مشکلات، راه حل مناسبی را یافت. با شناختن روش‌ها و متدهایی که انواع آن در غرب وجود دارد و این‌که کدام یک بهتر به درد ما می‌خورد، از آن‌ها بیشتر استفاده می‌کنیم و اگر نواقصی داشته باشد که آن‌ها را برطرف می‌کنیم. آن وقت مسائلی که جامعه با آن درگیر است را با آن حلاجی می‌کنیم و برای آن راه حل پیدا می‌کنیم(نمونه بارز این در حوزه آسیب های اجتماعی)