کاربرد کنش پیوسته ( که در بین جامعه شناسان ایرانی به نام کنش متقابل نمادی مطرح شده است و به نظر آقای دکتر تنهای این کج نویسی ها از کتاب ریتزر سرچشمه می گیرد)

به نظر بلومر نقطه آغازین فهم جامعه شناختی ، واقعیت غیرقابل انکار تفسیری است که در میان انسانها بروز می کند و تلاش نمود این واقیت را در سه قضیه بیان کند نخست آنکه انسان بر اساس معانی کنش می کند دوم آنکه معانی از خلال کنش متقابل اجتماعی پدید می آیند و سوم آنکه معانی می توانند اصلاح شوند. این قضایا موضوع هائی هستی شناختی  هستند و بلومر استدلال می کند که جامعه چارچوبی  برای رفتار و سلوک آدمی است و نه تعیین کننده ی آن . در توضیح این مطلب یعنی ساخت یا جامعه چارچوب است برای رفتار . ساخت به زعم برخی تفکرات ، وجود دارد ولی تعیین کننده نیست برای مثال این کلاس چارچوب است ولی تعیین کننده نیست . در ادامه ، موضع بلومر بسیار واضح است و معتقد است که رفتار آدمی ساخت اجتماعی را به وجود می آورد و نه ساخت اجتماعی رفتار آدمی را . بنابراین انسان نه مجبور است و نه مختار ، بلکه انسان در ضرورتها درگیر است و این ضرورتها را بلومر در چارپوب توضیح می دهد و انسان در چارچوب درگیر است و ویژگیهای ساختاری ، تاریخی ، اقتصادی انسان را در ضرورتها قرار می دهد.  در برابر سوء برداشت از نظریه بلومر که موضوع مورد مطالعه وی را افراد می دانند باید اذعان کرد که نطریه بلومر زمینه ی نظریه های جامعه شناختی است با تاکید رفتارگرایانه ، و همچنین بر روابط دیالکتیکی فرآیندهای تفسیر آدمی و ساخت اجتماعی تاکید می کند . اگرچه  قضایای سه گانه  بیشتر مطرح شده و همه دانشجویان باید یاد بگیرند ولی متاسفانه در باب سه کاربرد کنش پیوسته کمتر اشاره می شود که ما به صورت خلاصه به این موضوع می پردازیم .

نحستین کاربرد این است که بیشترین رفتار اجتماعی در شکل الگوهای تکرار شونده کنش پیوسته وجود دارد آدمی برای هماهنگ کردن رفتار خودش به دنبال معانی مشترک و جمعی روی می آورد. و الگوهای تکراری عملکرد  انسجام و فرهنگ را تلقین می کند.  

کاربرد دوم آن است که جوامع اتصالات گسترده از کنش به صورت شبکه های به هم پیوسته ی پیچیده ای مثل تقسیم کار را دارا هستند. منظور بلومردر کاربرد دوم  این است که در جامعه نظام اجتماعی وجود دارد که باید توجه کنیم .

کاربرد سوم آن است که زندگی اجتماعی نشان دهنده خصیصه مستمر و پیوسته است یعنی هر نوع رفتاری همیشه به زمینه های قبلی متصل و مربوط است و بنابراین در مطالعه کنش پیوسته استمرار و تغییر باید مرجع مطالعه باشد.

در بحث پیرامون این سه کاربرد از کنش پیوسته ،بلومرسه قلمرو مشخص در تحقیقات جامعه شناختی را مطرح می کند. سازمان اجتماعی – نهادها – تاریخ.

بلومردر توضیح این سه قلمرو ،واحدهای کلان را به عنوان جایگاه به هم وابسته در فرایند کنش مستمر شرح می دهد که برخی ها تصور می کنند که بلومر کلان نگر است در حالی که بلومر معتقد است که موضوع بحث تعیین کننده است که سطح مطالعه ما کلان یا خرد و یا هرشکل  دیگر باشد ، کلان یا خرد یا هر چیز دیگر یک استراتژی تحقیق  است و پارادایمی نیست بنابراین ، نه تنها هیچ گونه انکاری از ساختها و فرایندهای تاریخی کلان در اندیشه های بلومر وجود ندارد ، بلکه هواداری درمطالعات کلان در تفکر او وجود دارد.