داستان اولین ترنس مجوز گرفته(مريم خاتون ملک آرا):

 ملک آرا میگوید:در سال ۵۴ جواب نامه من توسط امام خمينی داده شد که تکاليف يک زن رو برای من واجب کردن. منتها من هنوز شک داشتم. تصور من اين بود که فتوا مربوط به افراد ۴۷ کوروزومی هست (که زمان تولد هر دو آلت رو دارن). سال ۵۷ تونستم از طريق يکی از دوستانم در فرانسه خدمت ايشون برم ولی موفق به طرح مسئله خودم نشدم. در ابتدای انقلاب و تا سال ۶۲ من رو از لباس زنانه بيرون آوردن. علتش هم مشکلات و مسائلی بود که اوائل انقلاب برای من پيش آمد.

سال ۶۳ خواستم به هر شکلی که بود خودم رو به دفتر امام برسونم که از طريق دفتر آيت الله جنتی نامه ای برای ايشون نوشتم که باز جوابی که آمد شبيه به فتوای اول بود، مربوط به من نبود و مربوط به افراد دو جنسيتی ميشد. ديگه درسال ۶۵ بالاخره موفق شدم به حضور ايشون برم و از شخص ايشون فتوای مورد نظر رو گرفتم. اين فتوا اولين فتوا از نوع خودش در ايران و حتی کشورهای مسلمان شيعه بود. از اون موقع من وارد حجاب زنانه شدم و همون روزی که ايشون فتوا رو صادر کردن ، آيت الله خامنه ای (رئيس جمهور وقت) برای من چادر و مقنعه بريدن و با صلوات و تبريک من رو وارد حجاب اسلامی کردن.

همون روز با ارسال نامه ای به رئيس دادستانی با ارسال من به پزشکی قانونی اولين مجوز تغيير جنسيت در ايران صادر شد.برای هيچ کسی باور کردنی نبود. در سال ۱۳۶۱ بسياری از ترنس ها (در اون موقع به اواخواهر معروف بودن) را دستگير کردن و به زندان بردن ولی در نهايت ديدن که کاری با اونها نمی تونستن انجام بدم. و در طی اين سالها هر ارگان و نهادی جلوی پای من مشکلی اضافه ميکرد تا اينکه در سال ۱۳۸۱ در سن پنجاه و يک سالگی عمل من انجام گرفت تا قبل از عمل هم مثل يک زن زندگی ميکردم و تحت حجاب اسلامی بودم. در سال ۸۰ که برای عمل به تايلند بايد سفر ميکردم مجدداً بعد از بيست سال مجبور به پوشيدن لباس مردانه شدم تا با گذرنامه خودم بتونم از کشور خارج بشم. که اين موضوع برای خودش داستان سختی داشت. روز عمل شوق و ذوق زيادی داشتم و بعد از عمل اولين کاری که کردم محل عمل رو لمس کردم و حس کردم که چه بار بزرگی از من کاسته شده! لحظه ای که سالها منتظرش بودم و براش جنگيده بودم. چقدر از عمرم را دادم ولی خوشحال بودم که حقم را از دست نداده بودم.

ترنس سکشوال: يعنی کسانی که جنسيتی که در روانشون حس می کنند با جنست جسمشون متضاده.یک مرد ترانس فقط از لحاظ جسمی یک مرد است ولی او خود را کاملا یک زن می داند. با تمام خصوصیات علایق احساسات عواطف و امیال زنانه. متاسفانه او خود را یک زن اسیر شده در یک بدن مردانه می داند و معتقد است که در آفرینش وی اشتباهی رخ داده. آمار نشان می دهد که از هر صد هزار نفر يکنفر دچار اختلال هويت جنسی هستش. بنابراين می شود حدس زد که در ايران ۷۰۰ ترا جنسی وجود دارد.

برساخته های تاریخی و اجتماعی:

اینها مفاهیمی هستند که قالب های گفتمانی آنها را می سازند و هر گفتمانی غالب باشد معنای خودش را بار می کند وگرنه ابژه به خودی خود که معنا ندارد. گفتمان پزشکی مثلا یک همجنس گرا را دارای اختلال ژنتیکی و مریض میداند ،گفتمان دینی گاهی گناهکار وفاسد، گفتمان جامعه شناسی می گوید یک آدم است که در حال حاضر اینگونه است.

درحال حاضریک پیوندی بین پست مدرنیسم و نئوپراگماتیسم دارد برقرار می شود.نئو پراگماتیسم می گوید تنها معیاری که می تواند تو را کمک کند معیار حل مساله هست.چه حقیقت دارد درست چیست؟چیزی که اکنون مساله تو را حل کند حقیقت معادل حل مساله است.