آنچه روشن است اينکه بحث آسيب شناسي اجتماعي عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقيقات متعدد براي شناخت انواع اين آسيبها و علل بروز آنها ضروری است و نظرياتي را براي حل آن مسائل می توان پيشنهاد کرد.

بر اين اساس زمينه‌هايي چون فرهنگ و هنجارهاي يک جامعه ، ويژگيهاي اقتصادي و سياسي و جغرافيايي يک جامعه نيز در حوزه مطالعات آسيب شناسي اجتماعي قرار مي‌گيرد. چرا که بررسي آسيبهاي اجتماعي بدون در نظر گرفتن شرايط زمينه‌اي يک جامعه ميسر نخواهد بود.

چه چيزي به عنوان آسيب شناخته مي‌شود؟  

حدود و شمول آن چقدر است؟  

عوامل زمينه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟  

در کدام طبقات گسترش بيشتري دارند؟  

در کدام سنين گسترش بيشتري دارند؟  

توانايي جامعه براي کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟  

و از چه راههايي مي‌توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اينها سوالاتي هستند که در حوزه آسيب شناسي اجتماعي مورد بررسي قرار مي‌گيرند.